بیمارستان
ارمیتای مامان شب دوشنبه 23/2/92 از شب تا صبح جیغ کشیدی و گریه کردی
صبح من و بابا بردیمت دکتر و بعد معاینه ما رو برای سونوگرافی فرستاد و بعد سونوگرافی متوجه شدیم که قسمتی از روده کوچکت داخل روده بزرگت شده
بعد شنیدن این خبر من خیلی داغون شدم و برگشتیم مطب دکتر
به ما گفت باید بستری بشی
من ترسیده بودم و حاضر نبودم قبول کنم به خاطر همین به بابا اسرار کردم پیش دکتر دیگه هم بریم و رفتیم بیمارستان مهراد پیش دکتر بهرامی
تشخیص دکتر بهرامی هم همین بود و گفت بستری
با بابا و مامانی بردیمت دوباره سونوگرافی تجدید کردیم و رفتیم مرکز طبی کودکان
خانم دکتر اشجعی گفت باید بستری بشه و رفتیم بخش جراحی و بستری شدی
دختر گلم شب ساعت 9:30 تا 12:30 تنقیه شدی و روده هات جا نیفتاد قرار شد صبح دوباره بری برای سونوگرافی و تنقیه دکتر به بابا گفته بود باید جراحی بشی ولی وقتی سونوگرافی شدی دیدیم که روده هات جا افتاده
خداروبه خاطر لطفی که به ما کرد شکرمیکنم
و از دکتر خوبت سیامک بسیم فر به خاطر تشخیص به موقع اش تشکرمیکنم
راستی از مامانی مهربون هم ممنونم که مثل همیشه در کنارمون بود و تنهامون نزاشت
دوستت دارم مادر مهربانم و امیدوارم منم به اندازه تو مادر مهربان برای دخترم باشم البته مطمئنم که غیر از این نخواهد شد چون محبت رو تو یادم دادی
در اخر چند تا عکس که دائی و خاله وقت ملاقات ازت انداختن






بیمارستان
